مجموعه آثار دکتر علی شریع
تمام آثار دکتر شریعتی شامل کتاب، فیلم ویدئویی و سخنرانی |
تکنیکهای تستزنی در کنکور
آموزش ویدیوئی کشف گزینه صحیح (مهندسی معکوس) |
|
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
|
|
امروز داداش جونم به سفری رفت که منم خیلی دوست داشتم برم. فقط براش دعا کنید به خواستش برسه.
بی تو مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم
همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم
شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم،
شدم آن عاشق دیوانه که بودم
در نهانخانه ی جانم گل یاد تو درخشید
باغ صد خاطره خندید
عطر صد خاطره پیچید
یادم آمد که شبی با هم از آن کوچه گذشتیم
پرگشودیم و در آن خلوت دلخواسته گشتیم
ساعتی بر لب آن جوی نشستیم
تو همه راز جهان ریخته در چشم سیاهت
من همه محو تماشای نگاهت
آسمان صاف و شب آرام
بخت خندان و زمان رام
خوشه ماه فرو ریخته در آب
شاخه ها دست برآورده به مهتاب
شب و صحرا و گل و سنگ
همه دل داده به آواز شباهنگ
یادم آید : تو به من گفتی :
از این عشق حذر کن!
لحظه ای چند بر این آب نظر کن
آب ، آئینه عشق گذران است
تو که امروز نگاهت به نگاهی نگران است
باش فردا ، که دلت با دگران است!
تا فراموش کنی، چندی از این شهر سفر کن!
با تو گفتم :
"حذر از عشق؟
ندانم!
سفر از پیش تو؟
هرگز نتوانم!
روز اول که دل من به تمنای تو پر زد
چون کبوتر لب بام تو نشستم،
تو به من سنگ زدی من نه رمیدم، نه گسستم"
باز گفتم که: " تو صیادی و من آهوی دشتم
تا به دام تو درافتم، همه جا گشتم و گشتم
حذر از عشق ندانم
سفر از پیش تو هرگز نتوانم، نتوانم...!
اشکی ازشاخه فرو ریخت
مرغ شب ناله ی تلخی زد و بگریخت!
اشک در چشم تو لرزید
ماه بر عشق تو خندید،
یادم آید که از تو جوابی نشنیدم
پای در دامن اندوه کشیدم
نگسستم ، نرمیدم
رفت در ظلمت غم، آن شب و شب های دگر هم
نه گرفتی دگر از عاشق آزرده خبر هم
نه کنی دیگر از آن کوچه گذر هم!
بی تو اما به چه حالی من از آن کوچه گذشتم
نگذاریم این انقلاب به دست نا اهلان و کور دلان بیفتد.
امام خمینی (ره)
من هم از تجمع ۲۵ بهمن ۱۳۸۹ که کار میلیونها ایرانی را در ۲۲ بهمن ۱۳۸۹ هیچ کرد غمگینم و از سهم خودم میگویم: وای بر شمایی که آنقدر خود خواهید که حتی بر مردم خود رحم نمیکنید خدا چگونه بر شما رحم کند؟
آنچه هستی هدیه ی خدا به توست.
آنچه میشوی هدیه ی تو به خداست.
آبی تــراز آنیــم کــه بیرنـگ بمیریم
از شیشه نبودیم که با سنگ بمیریم
مـا آمــده بـودیــم تــا مـــرز رسیـدن
همراه تو فرسنگ به فرسنگ بمیریم
مـا را بکُش و مُثله کن و خـوب بسوزان
لایــق کـه نبودیـم در این جنـگ بمیریم
یک جـرات پیــدا شدن و شعـر چکیدن
بـس بـود کـه با آن غزل آهنگ بمیریم
پای طلب و شوق رسیدن همه حرف است
بــد خــاطره ای نیــست اگـر لنگ بمیریم
تقصیــر کسی نیست که اینگونـه غریبیم
شاید کـه خــدا خواسته دل تنـگ بمیریم
فرصت بده ای روح جنون تا غزل بعد
در غیرت ما نیست که از سنگ بمیریم
هــــرگز نکنم شکـــوه و ناله نه گلایه
الحـق که در این دایره خونرنگ بمیریم
امروز روز ۲۲ بهمن سال ۱۳۸۹ هجری شمسی بود.
امروز همه آمده بودند: ژیر و جوان و کودک .
انقلاب ما سی و دو ساله شد.
دیشب بانگ الله اکبر بر دل دشمنان تیر دیگری زد.
دیشب حسنی مبارک بعد از سی سال حکومت ظالمانه بر مصر به ناکجا ها فرار کرد.
دیروز عصر عزیزی (برادرم )بعد از تقریبا ۵۰ روز به دیدار ما آمد و ما را خوشحال ساخت.
دیروز من در اولین همایش مشاعره ایی در شهرم شرکت کردم . هر چند که رتبه ایی کسب نکردم و فقط یک کتاب از نویسنده ی خوب کشورمان (وحید دانا ) بنام زمزمه های تنها نصیبم شد و یک لوح یادبود ولی برایم خیلی ارزش داشت.
سلام. خوبید؟ دلم تنگ شده بود.برای وب و شما و درد و دل کردن.
امروز بیشتر از همه برای عاشورا و محرم و ... دلتنگ شدم.چرا که آیا قسمت بشه سال بعد ما باشیم یا ... نمیدونم. ولی دلم گرفت از اینکه پرچم یا حسین (ع) از خونمون و کوچمون و محلمون جمع شد. زنها هر روز روضه ی امام حسین (ع) را میخوندند و ما رو هوایی کربلا میکردند. ولی خوب یه جشن بزرگ داریم اونم پیروزی انقلاب اسلامی ایران عزیز و پر از افتخار ماست. دلم پر میکشه وقتی همه داد میزنند.
الله اکبر لا الله الا الله.
بله ما خون تو رگمون میجوشه حالا ببینین اونها چی بودند و این برای ما افتخاره.امروز یه لحظه فکر کردم کار اونها اینقدر بزرگه که شاید یه روز به انقلاب اسلامی و جنگ هشت سال دفاع مقدس برامون اسطوره بشه .برامون افسانه بشه.(هر چند برای من حالام خیلی عظیم و مقدسه.)امیدوارم تا ظهور آقا امام زمان (عج) ایران اسلامی جاودان بمونی.و میزبان آقا باشه. یعنی میشه!
امروز من یه تصمیم بزرگ گرفتم. از طرف کسی که فکرش رو میکردم و باهاش شاید کمی زندگی کردم نه شنیدم . خوب نبود اصلا؛ ناراحت شدم . غر زدم . به روم نیاوردم . ولی چیزی بود که من انتظارش رو داشتم.
حالام یه تصمیم بزرگ برای خودم گرفتم امیدوارم خدا کمکم کنه. ارادم ضعیف نشه و به آرزوم برسم. این آرزویی که دارم برای همه ی خانوادم هست. شاید یعنی حتما؛ بخاطر خودمم هست ولی با اون میتونم به آرزوی مادرم و خواهرام و برادرام جامه عمل بپوشونم. خیلی برام دعا کنید. خیلی محتاجم.
امروز خاله ی زن دائی من فوت شده بود.(بله خدا رفتگان شمارم بیامرزه.) رفتیم خونشون برای مراسم ختم. (شمام انشا ا... به شادی ) ولی در بسته بود و مادرم گفت برو اعلامیه رو ببین و بیا و بگو کدوم مسجد مراسم دارند. رفتم و دیدم و آمدم و گفتم مسجد جامع الان مراسم هست بریم.رفتیم. یکی از آشناهاشون هم ما رو دید و پرسید و با ما راه افتاد و گفت خوبه تو گفتی من که سواد نداشتم آه . چه آهی کشید وقتی از کوچه های قدیمی خونشون گذشتیم و خاطرات را مرور کرد ولی آه اون وقتی به اوج رسید که گفت همسایگی مان مدرسه بود ولی پدرم اجازه نداد برم مدرسه و حالا بیسواد ماندم. چه آهی چه آخی. دلم ریش ریش شد از اینکه اگه اونم سواد داشت مطمئنا" بچه هاش و خانواده ی شوهرش و از همه مهمتر خودش زندگی ایده آل تری نسبت به حالا داشت و حالام اینقدر حسرت نمیخورد . حالام ما که مدرک دیپلم و فوق دیپلم و ...داریم و خیلی راحت یه کتاب و مجله هم نمیخونیم و از داشته هامون لذت نمیبریم. حالا کی ما حسرت بخوریم و به چی خودمون میدونیم نه؟
شهادت پیامبر اکرم (ص) آخرین فرستاده ی خدا و امام حسن مجتبی (ع) دومین اختر تابناک امامت بر امام زمان (عج) و همگان تسلیت باد.
(( علی هم صل علی محمد و آل محمد))
همیشه فکر میکردم خدا چه نعمتی به مردمان این سر زمین داده تا توانستند بر علیه ظلم قیام کنند و انقلاب را بوجود آورند و حالا باید بگویم خدا چه اراده ایی به این مردم داد تا خود را شناختند و خود را انقلابی کردند. انقلاب ما راحت بدست نیامد بله همه این را میدانیم ولی نمیدانیم که آن جوان که انقلاب کرد و خون خود را برای من و ما نثار کرد چه آرزویی داشت . میخواست چی بخونه میخواست چی کاره بشه. کی ازدواج کنه کی ... هزاران امید و آرزو اما همه ی اینها را برای من و ما فدا کرد حالا هم چیزی از من و ما نخواسته جز اینکه نگذاریم این انقلاب به دست نا اهلان و کور دلان بیفتد. حالا که توی یمن و مصر و الجزایر و عربستان و اردن و تونس و انقلاب دیگری شاید کوچک شاید بزرگ در راه است و مردم خود دست به انقلاب میزنند من به یا انقلابی میافتم که نبودم و به این حرف رسول اکرم (ص) میرسم که مضمون آن چنین است: یک جامعه با کفر زنده میمامد ولی با ظلم نه. بله انقلاب دیگری در خاورمیانه در حال تشکیل است شاید حالا وسعت این انقلاب کم و اندک باشدولی بیاری خدا وعده ی پیروزی نزدیک است. انشا اله
اشکهایت را پاک کن !
چرا که آن عشق که چشمان را گشوده و ما را به خدمتکاری
خویش ،وادار نموده ، برکات صبر و گذشته را به ما بخشیده است.
چقدر خوبه که هر کی یه قهرمان تو زندگیش داشته باشه. اون موقع ها که جنگ هشت سال دفاع مقدس بود قهرمان های زیادی داشتیم و همه ی جوانها برای خودشون کسی رو الگو قرار میدادند و به آنها اقتدا میکردند. و بعد از آن هم که جنگ تموم شد ما قهرمانهای زیادی داشتیم اما گم نام ماندند و چند سال پیش بود که فیلمهایی مثل جومونگ و ... وارد عرصه سینما شدند و قهرمان کودکان ما شدند تا جایی که تهیه کننده ی این فیلمها هم فهمیدند و جومونگ هایی پشت هم ساختند که نه به فرهنگ ما می خورد و ... . ولی پریشب مادری می گفت وقتی مختار رو میده پرهام می شینه و میگه مامانی مختار اومد مختار اومد و گویا با علاقه به این فیلم نگاه می کنه. با خودم گفتم چقدر خوبه قهرمان ملی داشتند و اون رو به جهانیان نشون دادند تا بدونند که ما هم قهرمانهای زیادی داریم و بچه هامون با فرهنگ خودمون قهرمان زندگیشون رو پیدا کنند. اگه روی قهرمانهای ملی و فرهنگ ایرانی سرمایه گذاری کنیم چقدر خوب میشه؟ نه
حالا فردا اربعین حسینی سال ۱۴۳۲ هجری قمری است و صدای زینب هنوز در گوش تاریخ ماندگار است که ما رایت الا جمیلا . برای ما حسین (ع) و یارانش هر کدام قهرمان قهرمانان هستند. خدایا ما را در خیل عاشقان بزرگترین قهرمان انسانیت بپذیر.آمین یا رب العالمین
برای پیشرفت و پیروزی سه چیز لازم است: اول پشتکار، دوم پشتکار، سوم پشتکار (لرد بایرون)
برای اداره کردن خویش، از سرت استفاده کن. برای اداره کردن دیگران، از قلبت (دالایی لاما)
تمام افکار خود را روی کاری که دارید انجام می دهید متمرکز کنید. پرتوهای خورشید تا متمرکز نشوند نمی سوزانند (گراهام بل)
جایی که هیچ تلاش و زحمتی وجود ندارد، هیچ نقطه قوتی هم وجود نخواهد داشت (وینفری، اپرا)
