به دریا میزنم شاید بسوی ساحلی دیگر
مگر آسان نماید مشکلم را مشکلی دیگر
من از روزی که دل بستم به چشمان تو میدیدم
که چشمان تو می افتند دنبال دلی دیگر
به هر کس دل ببندم بعد از این خود نیز میدانم
بجز اندوه دل کندن ندارد حاصلی دیگر
من از آغاز در خاکم نمی از عشق میبینم
مرا می ساختند ای کاش از آب و گلی دیگر
طوافم لحظه ی دیدار چشمان تو باطل شد
من اما همچنان در فکر دیدار باطلی دیگر
به دنبال کسی جامانده از پرواز میگردم
مگر بیدار سازد غافلی را غافلی دیگر
روز دختران مریم و زینب
(فاضل نظری از کتاب گریه های امپراتور)
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 29 آذر ماه سال 1389 توسط مریم
