شامپو رفع سفیدی مو
بیش از 15 سال جوان شوید با این شامپو دیگر نیازی به رنگ مو ندارید |
مجموعه آثار دکتر علی شریع
تمام آثار دکتر شریعتی شامل کتاب، فیلم ویدئویی و سخنرانی |
|
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
|
|
به دریا میزنم شاید بسوی ساحلی دیگر
مگر آسان نماید مشکلم را مشکلی دیگر
من از روزی که دل بستم به چشمان تو میدیدم
که چشمان تو می افتند دنبال دلی دیگر
به هر کس دل ببندم بعد از این خود نیز میدانم
بجز اندوه دل کندن ندارد حاصلی دیگر
من از آغاز در خاکم نمی از عشق میبینم
مرا می ساختند ای کاش از آب و گلی دیگر
طوافم لحظه ی دیدار چشمان تو باطل شد
من اما همچنان در فکر دیدار باطلی دیگر
به دنبال کسی جامانده از پرواز میگردم
مگر بیدار سازد غافلی را غافلی دیگر
روز دختران مریم و زینب
(فاضل نظری از کتاب گریه های امپراتور)
فردا عاشوراست. عاشورای ۱۴۳۲ هجری شمسی.روز عاشورا انتخاب راه است .انتخاب حق از باطل .روشن ترین روز در صحنه ی دنیا و آخرت .انتخاب بهترین ها. و انتخاب عاشقی. هر کس در این روز می آید . پیرزنی که برای دیدن دسته و گریه کردن می آید یا پسر کوچکی که برای تقلید از پدرش زنجیر میزند یا دختری که دوست دارد مثل زینب باشد. یا کسی که لباس شمر و یزید به تن میکند تا حقیقت پنهان نماید و هر کس با دیدن او نعلتی به یزید روزگاران بفرستد و دل حسین را شاد کند . یا پرستاری که در بیمارستان سر شیفت است و دلش برای زیارت عاشورا می تپد یا کسی که حلیم و غذای نذری قسمت میکند یا کلیمی و مسیحی که هر کدام به نوعی برای حسین میگریند و دوست دارند از عاشورائیان حسینی باشند تا عاشورائیان یزیدی.
و اما یاران امام هر کدام به نوعی بهترین راه را برای دلبری از مولایشان حسین (ع) انتخاب کردند تا هر کدام جلوه ای از عاشقی را به رخ من و ما بکشند و این شعله خاموش نگردد . آخر مگر عشق ما به حسین تمام شدنی است؟ نه نه محال است این شعله هر روز قدرت میگیرد و ما هر روز شاهد و گواه این شعله را می بینیم.
عباس حسین(ع) با تمام ادب و احترام دستها و چشمهایش را در قربانگاه عشق فدا میکند.
علی اکبر حسین(ع) با تمام شباهتش به پیامبر دلاورانه جنگ تن به تن میکند وجان را قربان میکند.
علی اصغر شش ساله ی حسین(ع) با تمام کودکی از قافله ی عشق جا نمی ماند و گلویش را در راه عشق می شکافد .
علی اوسط حسین(ع) در روشن گری و شعله ور ساختن این آه آسمانی جان میبازد.
زینب حسین(ع) یادگار فاطمه با رایت الا جمیلا و صبر ش همه را به حیرت وا میدارد.
و ... در کل ۷۲ یار حسین هر کدام زیباترین صحنه های عشق بازی به مولا و مقتدا را در عاشورا فریاد میزنند که تا به حال دنیا به خود ندیده و بعد از این هم محال است دنیا چنین چیزی را ببیند. شاید هم تحملش را ندارد. ظرفیتش را ندارد. اهلیتش را ندارد کسی چه میداند.
حال ای دل من من و تو برای مولایم چه کرده ایم؟ میدانم که جواب من جز سکوت چیزی نیست. برایم دعا کنید تا راهم را روشن بیابم. خدا بحق دلهای زیبایتان و عاشقتان خواسته هایتان را اجابت کند و شما را در خیل عاشقان حسین (ع) بپذیرد. آمین یا رب العالمین. التماس دعا.
السلام علیک یا ابا عبدالله (ع)
السلام علیک یا ابل الفضل العباس (ع)
السلام علیک یا علی اکبر(ع)
السلام علیک یا علی اصغر (ع)
دیروز هفده آذر ماه ۱۳۸۹ بالاخره اسم خواهرزاده ی ۱۵ روزه مون رو گذاشتیم نازنین زهرا . وای چقدر خوشحالم که یه اسم قشنگ نصیبش شد. البته اگه نصفه نیمه نگن. خواستم خبر بدم شما هم با خبر بشید . ممنون
یاران چه غریبانه رفتند از این خانه
هم سوخته شمع ما هم سوخته پروانه(یا حسین(ع))
دیروز روز پر استرسی رو داشتم. امتحان استخدامی که یکسال بود برای اون زحمت کشیده بودم و خون دلها خورده بودم رو سر ده دقیقه مصاحبه باختم. بله من باختم. چقدر بده که آدم با رویاهاش نتونه واقعیت رو بسازه. اما دیروز سپردمش به اون خدائی که بر هر چیزی احاطه داره و میدونم اگه بخوام بهترین ها رو رقم میزنه فقط من تنبل تشریف دارم و خدا با آدمهایی مثل من مهربون تر از این نمیتونه باشه . چون تا حالا هم بهم لطف کرده که به اینجا رسوندتم. مریم خیلی خدا رو دوس داره و فقط اینه که تو دنیا بهش می باله. ولی خدا دوس داره مریمش علاوه بر دوس داشتن اون خیلی چیزها رو هم داشته باشه تا این دوس داشتن دو طرفه باشه. خدایا راضیم کن برضای خودت. میدونم که کمکم میکنی. این به نظرم چهارمین امتحان رد شدنم در امتحانات کلاسی و درسی و غیره است. سه بار تو دانشگاه و یکبار حالا. ولی نمیدونم جواب خدا رو تو اون دنیا با یه عالمه تجدیدی چی بدم. برام دعا کنید خیلی خیلی محتاجم. ممنونم
این روزها بوی کربلا هر کسی رو هوایی کرده مخصوصا؛ منو که عاشق این بو هستم. از وقتی هم که به مختار مینگرم میبینم چقدر ما آدمها در ورطه ی آزمایش میبازیم . گاه دنیا ما را و ما دنیا را آنقدر می پیچاند که ما خود نمیدانیم از کجا آمده ایم و به کجا میرویم. انشالله سربلند باشید دعا یادتون نره. ممنونم
یا حسین غریب(ع)
یا حسین مظلوم(ع)
برای خواهر زادم اسم انتخاب میکردیم دیدم هیچ اسمی به زیبایی زهرا و فاطمه نمیرسه.الن اون دوازده روزه ست و مادرم هنوز مواظب اونه. بزرگ شدنش رو حس میکنیم و پیری خودم رو که میخوام باور نکنم اما نمیشه.
دیروز این موقع چه حالی داشتم . خبر دادند که خواهر جونم رو بستری کردند و بچه اش داره بدنیا میاد. من از سرکار بیمارستان رفتم ندیدمش با خودم یه ساعتی خلوت کردم و از خدا سلامتی هر دو رو خواستم. بعد خواهر بزرگترم جونم گفت بیا خونه ما تا با هم بریم نرسیده باز با هم رفتیم بیمارستان . تقریبا تا اذان اونجا بودیم گفتند بچه نیامده و ما برگشتیم خونه ی خواهر بزرگترم. تا شب زنگ زدیم و تو حول و لا بودیم . ساعت دو نصفه شب شوهرش زنگ زد و گفت بچه آمده و مادر اینها رفتند دیدنش. ولی من مواظب خواهر زادم شدم و نرفتم. بعدم آمدند و گفتند هر دو سالمند و سلامت. خدارا هزار مرتبه شکر. بله صبح علی الطلوع هم رفتم ببینمش نگهبان نذاشت. خلاصه این چیزها که میگم به این راحتی نبود خودتون هم میدونید انتظار کشیدید و منتظر ماندید. انمیدونم ولی از اینکه مامان جونم پیش خواهرم هست و مراقبه خیال همه راحت راحته. خدایا بازم هزار هزار مرتبه شکر که مادرم بالا سرمون هست.
خدایا:
نعمت مادری رو به اونها که دوست دارند هدیه بکن .
خدایا:
ما رو هم قدر دان مادران بدان.
آمین یا رب العالمین
