بهانه ی زندگی
یه دختر با یه دنیا تنهایی. توی این عالم تنهایی به نوشتن دلخوشه. شاید یه روز نویسنده بزرگی بشه. برای  رسیدن به آرزوش دعا کنید .

تکنیکهای تست‌زنی در کنکور تکنیکهای تست‌زنی در کنکور
آموزش ویدیوئی کشف گزینه صحیح
(مهندسی معکوس)
آموزش زبان انگلیسی در خواب
با ضمیر ناخودآگاه خود به آسانی زبان یاد بگیرید
X
تبلیغات در بلاگ اسکای

میگه ثواب مجالس امام حسین انقدر زیاده که فرشته ها هم میان و وقتی میان ممکنه که به اونها یکبار وقت برسه که در این مجالس شرکت کنند چون خیلی از فرشته ها این مراسم رو از دست نمیدن. حالا من و تو چند بار گذرمون به این مجالس افتاده فکر نمی کنی داریم لحظات عزیزی رو از دست می دیم. مریم بیدار شو محرم اومده دم خونه ات و تو در خوابی.


نوشته شده در تاریخ یکشنبه 29 آذر ماه سال 1388 توسط مریم
محرم داره میاد آروم و پرسرو صدا. باورتون میشه. بله محرم میاد آروم و بعد صدایی به جهان میندازه که تا من و تو چیزی هر چند کوچک از حسین و یارانش نشنویم مارو بحال خودمون رها نمی کنه و با هر قدم به ما عشقی نشون می ده که هر چند در نظر من و تو اسطوره ایی ست اما بوده و خواهد بود . محرم پر از همه چیزه شور و غوغا و گریه و ماتم و زینب و حسین و هفتادو دوتن . محرم چیز زیادی از من و تو نمی خواد فقط چند قطره اشک برای حسین از ما می گیره تا شفیع من و تو در قیامت و روی پل صراط باشه. حسین این روزها تمام عهد و عیالش رو از مکه به صحرایی می کشونه تا در راه معبود قربانی بشه. حالا من و تو داریم تو این روزها چی رو قربونی چی می کنیم. حسین پر از عشقی ست که من و تو دنبال اونیم و اگه بخوایم پیداش می کنیم و همراش میشیم. از الان می گم عزاداریاتون قبول و ما رو از دعاتون محروم نکنیم مخصوصا اونها که بین الحرمین رو دیدند و چشمشون به ضریح ؟آقا امام حسین و یاراش افتاده ما رو دعا کنند تا زندگیمون حسینی بشه. انشاا...        یا حسین مظلوم

نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 26 آذر ماه سال 1388 توسط مریم

امروز داشتم با خودم فکر می کردم خدایا شکرت که امروز رو به من دادی یعنی به من فرصت زندگی کردن رو دادی تا برای یک روز هم زنده باشم . امروز می تونم به خودم در آیینه نگاهی بندازم و دوباره قیافه ی خودم رو ببینم می تونم به جاهایی که می خوام برم به کسانی که دوسشون دارم سلام بدم صبحونه بخورم و از گناهانی که انمجام دادم برگردم و توبه کنم به خودم اجازه بدم به کسانی که دوسشون دارم ابراز محبت کنم و از ته دل بگم دوستون دارم و عاشقتون هستم به دختر بچه ای که از کنارم می گذره با عشق نگاه کنم و به صدای گنجشک های کوچه گوش بدم و ذوق کنم از سگی که از کنارم می گذره بترسم  آرزو کنم من هم روزی که تو بخوای و من فذصت به خودم بدم مادر بشم و کلمه ی مادر رو بشنوم و من هم به مادرم امروز با عشق نگاه کنم و بگم مامان دوست دارم. همه ی زندگی من شمائید و... به خدا بگم که خدایا دوست دارم و باز شب به این امید که فردا زنده ام برنامه بچینم و باز زندگی کنم حتی گریه های من هم یه زندگیه. نظر شما چیه؟


نوشته شده در تاریخ سه شنبه 24 آذر ماه سال 1388 توسط مریم

خانه ام ابری است

یکسره روی زمین ابری است با آن

از فراز گردنه خرد و خراب و مست

باد می پیچد

یکسره دنیا خراب از اوست

و حواس من

آن نی زن که تو را آوای نی برده است دور از ره کجایی؟  نیما یوشیج



هر کس کسی را دوست داشته باشد و عنوان نکند و در قلب خود داشته باشد تا بمیرد آن کس شهید مرده اشت.

این یکی از بهترین حدیثهای قدسی ست که شنیدم و نوشتم.


نوشته شده در تاریخ سه شنبه 24 آذر ماه سال 1388 توسط مریم

علی عشق همه ی ما شیعه هاست حتی اونها که سنی هستند برای علی احترام خاصی دارند. بله ما علی رو خیلی دوست داریم و این دست خودمون نیست ما علی رو نمی شناسیم از  عدالت و حق و مسلمانی علی و نمازهای پراز حس علی و عاشق بودنش به خدا و دوست داشتن مسلمانی و اخلاقش هیچی نمی دونیم ولی از بچگی ما رو با عشق علی بزرگ می کنند بی اونکه علی رو بشناسند و بشناسونند حالا ببین اگه علی رو بشناسیم عشقش تا کجا ما رو می کشونه. من خودم هم ادعایی در مورد شناخت علی ندارم اما همین که وقتی گره ای تو کارم می افته یا ناخداگاه علی به زبونم میاد خودم رو دوست دار علی و شیعه اون می دونم و به این امید که روی پل صراط از ما دستگیری کنه زنده ام. دوست دارم علی رو بشناسم و با اون زندگیم رو تنظیم کنم دوست دارم الگوی زندگیم علی(ع) و فاطمه(س) باشند نه فلان هنرمند و فلان بازیگر و فلان کس توی فامیل و ....کاش بتونم کاش.  

گفتم بروم در سایه ی لطفش بنشینم      دیدم که علی نور بود سایه ندارد.


نوشته شده در تاریخ جمعه 13 آذر ماه سال 1388 توسط مریم

امشب حسابی دلم گرفته از دیروز مهمون و مهمون بازی و حالا هم هیچکسی خونه نیست همه رفتند تا به زندگی خودشون برسند و حالا من تنهام و دلم خواست که برای شما بنویسم عید مبارک و بگم 

برگ و برگ و برگ 

زرد وزرد و زردزرد 

دردو دردو درد 

مرگ و مرگ و مرگ  

دلم برای تموم روزهایی که از دست دادم و میدم تنگ شده دلم میخواد گریه کنم .برام دعا کنین. خیلی در این روزها به دعای خیر محتاجم. خیلی ممنون. شب بخیر. 


نوشته شده در تاریخ شنبه 7 آذر ماه سال 1388 توسط مریم

گفته بودی چو بیایی غم دل با تو بگویم

چه بگویم که غم از دل برود چون تو بیایی




شاید این جمعه بیاید شاید

پرده از چهره گشاید شاید


نوشته شده در تاریخ سه شنبه 3 آذر ماه سال 1388 توسط مریم
قالب وبلاگ